تبليغاتX
از تو خواهم سخن گفتن...

از تو خواهم سخن گفتن...

بارانهایتان را بر این صفحه ببارید!

غمی نمناک

 

شب سردی است و من افسرده .

راه دوری است و پایی خسته .

تیرگی هست و چراغی مرده

می کنم تنها از جاده عبور :

دور ماندند ز من آدمها .

سایه ای از سر دیوار گذشت

غمی افزود مرا بر غم ها

فکر تاریکی و این ویرانی

بی خبر آمد تا با دل من

قصه ها ساز کند پنهانی .

نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر سحر نزدیک است .

هر دم این بانگ برآرم از دل :

وای این شب چقدر تاریک است !

خنده ای کو که به دل انگیزم ؟

قطره ای کو که به دریا ریزم ؟

صخره ای کو که بدان آویزم ؟

 

مثل این است که شب نمناک است .

دیگران را هم غم هست به دل

غم من لیک غمی نمناک است .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 0:56  توسط ابر بارانی  | 

به تو می اندیشم

 

به تو می اندیشم

ای سراپا همه خوبی

تک و تنها به تو میاندیشم .

همه وقت

همه جا

من به هر حال که باشم به تو می اندیشم .

تو بدان این را تنها تو بدان !

تو بیا

تو بمان با من تنها تو بمان !

جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب

من فدای تو به جای همه گلها تو بخند .

اینک این من که به پای تو درافتادم باز

ریسمانی کن از آن موی دراز

تو بگیر

تو ببند

تو بخواه

پاسخ چلچله ها را تو بگو !

قصه ابر هوا را تو بخوان !

تو بمان با من تنها تو بمان

در دل ساغر هستی تو بجوش

من همین یک نفس از جرعه جانم باقی ست

آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 1:20  توسط ابر بارانی  | 

تنهایی

 

دیروزها کسی را دوست می داشتی

این روزها دلتنگی ... تنهایی...تنها....

تمام عمر ما به همین سادگی گذشت

تنهایی 

اما میخوام بگم اگه تو زندگیت تعریف زیبایی از دوست داشتن و عشق داشته باشی هیچ وقت تنها و دلتنگ نمیشی . چون همه ما انسانها آزاد آفریده شدیم و باید به تمام کسایی که دوست داریم این آزادی عمل رو بدیم تا خود اونها انتخاب کننده باشن و یاد بگیریم که خودمون رو به کسی تحمیل نکنیم .

میدونی یه پرنده توی قفس شاید همیشه برای تو باشه و تو با داشتنش احساس دلتنگی نکنی ولی  وقتی در قفس رو برای چند لحظه باز کنی میبینی که پرنده احساس رهایی میکنه و از قفس میاد بیرون  شاید بره و دیگه برنگرده .

ولی اون قشنگ که تو در قفست رو باز بزاری وباز پرنده برای تو باشه اون موقع هست که عشق و دوست داشتن معنا پیدا میکنه .

میدونی من میگم اگه کسی و دوست داری بزار آزاد باشه و بره و به اون حق انتخاب بده اگه اون دوستت داشته باشه برمیگرده ......

نظرت چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 0:4  توسط ابر بارانی  |