سلامی دوباره
سلام به دوستای خوبم !!
دلم برای همه ی شما تنگ شده بود و نتونستم بیشتر از این محیط دور باشم .
جایی که خیلی ها حرف آدم و می فهمن و شاید با آدم هم درد و هم فکرن .
در هر صورت دیگه از این به بعد ، تو این نوشته ها نمی خوام از غم حرف بزنم ، از رفتن بگم ، از تنهایی ، از بدی ، از ریا و از خیلی چیزای دیگه ...
میخوام از خوبی ، شادی ، امید و ..... بگم و برای همه ی دوستای خوبم آرزوی بهترینها رو دارم .
آری ، آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیاندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
دانی از زندگی چه میخواهم ؟
من تو باشم ، تو ، پای تا سر تو
زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو ، بار دیگر تو
آنچه در من نهفته دریاییست
کی توان گفتنم باشد
با تو این سهمگین طوفانی
کاش یارای گفتنم باشد
بس که لبریزم از تو ، میخواهم
چون غباری ز خود فرو ریزم
زیر پای تو سر نهم آرام
به سبک سایه تو آویزم
آری ، آغاز دوست داشتن است ...
