تبليغاتX
از تو خواهم سخن گفتن... - به تو می اندیشم

از تو خواهم سخن گفتن...

بارانهایتان را بر این صفحه ببارید!

به تو می اندیشم

 

به تو می اندیشم

ای سراپا همه خوبی

تک و تنها به تو میاندیشم .

همه وقت

همه جا

من به هر حال که باشم به تو می اندیشم .

تو بدان این را تنها تو بدان !

تو بیا

تو بمان با من تنها تو بمان !

جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب

من فدای تو به جای همه گلها تو بخند .

اینک این من که به پای تو درافتادم باز

ریسمانی کن از آن موی دراز

تو بگیر

تو ببند

تو بخواه

پاسخ چلچله ها را تو بگو !

قصه ابر هوا را تو بخوان !

تو بمان با من تنها تو بمان

در دل ساغر هستی تو بجوش

من همین یک نفس از جرعه جانم باقی ست

آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش !

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 1:20  توسط ابر بارانی  |